السيد محمد حسين الطهراني
331
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
صفات خود ما ، عقائد خود ماست . [ علّت قرائت قصص قرآن ، وجود مشابه آنها در نفوس همهء مردم است ] غاية الأمر در قالب حكايت از مردمى كه من جميع الجهات مشابه ما بودهاند ؛ و آمدهاند ؛ و رفتهاند ، برداشته شده ؛ و أخذ گرديده است . و براى تفهّم و تدبّر ، و عبرت ، و پند ، و موعظه ، ما بايد آنها را بخوانيم ، تا نقاط ضعيف و زشتى كه در نفوس آنها بوده است ، ما مشابه آنها را در نفوس خودمان پيدا نموده و إصلاح كنيم و نقاط قوىّ و نيكى كه در آنها بوده است ، ما در نفوس خودمان نيز تقويت كنيم ، و يا پديد بياوريم . و به عبارت ديگر در نفوس ما فرعون است و موسى ؛ و حواريون فرزند مريم و قبطيان و بنى إسرائيل و سبطيان ، و قوم يهود و عيسى بن مريم . در نفوس ما نمرود است و حضرت إبراهيم ، آدم و حوّا ، هابيل و قابيل ، قوم عاد و حضرت هود ، گروه ثمود و حضرت صالح ، ابرهه با پيلهاى جنگى و حضرت عبد المطّلب و بالأخره محمّد و علىّ ، و منافقين و مشركين و كافرين كه سرگذشت آنها را در سورههاى قرآنيّه مىخوانيم . و چون ما داستان موسى و بنى اسرائيل و كندىها و سستىها و ايرادهاى بى جا ، و بالأخره گوسالهپرستى ، و گم شدن آنها را در تيه مىخوانيم ، درست بايد بدانيم كه : همان جهات ايراد و سستى و توجّه به امور نفسانيّه ، و عبادت آثار ، و ميل به شرك ، در ما هم هست . و اگر ما مسلمانان لحظهاى از خدا غافل شويم ، و به دنبال مادّهپرستى ، و زخارف دنيويّه برويم ؛ تمام آن أخلاق سيّئه ، و صفات نكوهيده ، و أعمال ناشايسته به سراغ ما مىآيد ؛ و موسى را در وجودمان ضعيف ، و تنها و بدون يار و ياور مىكند . و اگر طبق همان إيمان و ثبات و ايقان به خدائى را كه موسى داشت ، ما هم داشته باشيم ، از مخلصين خواهيم بود ؛ و از بندگان صرف و مطيع خدا ، و نفس امّاره نمىتواند ما را از پاى درآورد . بارى وقتى كه ما در قرآن مىخوانيم : وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ